كافيه دلت جايي گير كنه

 

اون وقته ك همه زندگيت " نخ كِش " ميشه ...


 

نوشته شده توسط یار در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ساعت 12:18 موضوع | لينک ثابت



بسیاری از شکست های زندگیم


به خاطر دروغ هایی بود که باید می گفتم اما نگفتم !!


 

نوشته شده توسط یار در یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ساعت 19:32 موضوع | لينک ثابت



ﺍﮔﻪ ﯾﮑﯽ “ ﺩﺳﺘﺖ ” ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ “ ﺩﻟﺖ” ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﺯﯾﺎﺩ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﮑﻦ!…
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ “ ﺩﻟﺖ” ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ “ ﺩﺳﺘﺎﺕ”
ﺑﻠﺮﺯﻩ !....



 

نوشته شده توسط یار در جمعه نوزدهم مهر 1392 ساعت 21:44 موضوع | لينک ثابت



حکایت من حکایت کسیه که عاشق دریا بود اما قایق نداشت

دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت

حکایت کسی که زجر کشیداما ضجه نزد

زخم خورد اما زخم نزد

زخم داشت اما ننالید

گریه کرد اما اشک نریخت

وفادار بود اما وفا ندید

حکایت کسی که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صدا ها را بشنود ...



 

نوشته شده توسط یار در چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ساعت 23:15 موضوع | لينک ثابت



بی تفاوت نیستم


فقط


دیگر کسی برایم متفاوت نیست


 

نوشته شده توسط یار در شنبه ششم مهر 1392 ساعت 13:8 موضوع | لينک ثابت



ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩکتر میشوی ، ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ اش ﺑﯿﺸﺘﺮ می ﺷﻮﺩ ، ﺑﺰﺭﮒ تر ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ ، می ﺑﯿﻨﯿَﺶ
ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ !



 

نوشته شده توسط یار در چهارشنبه سوم مهر 1392 ساعت 10:36 موضوع | لينک ثابت


 

خدا را چه دیدی ...

 

شاید یک روز درد هم قیمت پیدا کرد

 

ما هم ثروتمند شدیم !!


 

نوشته شده توسط یار در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 ساعت 16:42 موضوع | لينک ثابت



 مرا  " پا پتی " می خواند !


او که در راهش کفش هایم پاره شد ...



 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ساعت 21:42 موضوع | لينک ثابت


 

قدش به عشق نمي رسيد!

 

غرورم را زير پايش گذاشتم تا برسد ...


 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه نهم بهمن 1391 ساعت 12:21 موضوع | لينک ثابت



زخمی ام کرد ... ولی می بخشمش


یادم نبود کاکتوس را نباید نوازش کرد ... !


 

نوشته شده توسط یار در یکشنبه هشتم بهمن 1391 ساعت 19:40 موضوع | لينک ثابت


فرهاد بیچاره

 

دلم برای فرهاد میسوزد که تلخ ترین خاطره زندگیش ،  

 

شیرین است ...


 

نوشته شده توسط یار در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ساعت 21:12 موضوع | لينک ثابت


 

به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد ...

 

ولی آموختم که ناله ام سکوت باشد

 

گریه ام لبخند

 

و تنها همدمم خدا

 


 

نوشته شده توسط یار در چهارشنبه ششم دی 1391 ساعت 19:43 موضوع | لينک ثابت


 

باختم آخر بازی همگی دست زدند ...


 

نوشته شده توسط یار در سه شنبه پنجم دی 1391 ساعت 12:52 موضوع | لينک ثابت


 

 

خدا مرا از بهشت راند و از زمین ترساند

شما مرا از زمین راندید و از خدا ترساندید !!

من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام که نه مرا از خویش می راند و

نه مرا از هیچ می ترساند ...

                               

                                                ( احمد شاملو )


 

نوشته شده توسط یار در شنبه چهارم آذر 1391 ساعت 15:21 موضوع | لينک ثابت


 

او به ظاهر عاشق و

 

 من

 

به معنی سوختم ...

 


 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 ساعت 11:51 موضوع | لينک ثابت


 

 گفت جبران می کنم گفتم کدام را ؟

  عمر رفته را ؟

  روی شکسته را ؟

  دل مرده اما تپیده را ؟

  حالا من هیچ جواب این تار موهای سفید را چه میدهی !؟

  نگاهی به سرم کرد و گفت : چه پیر شده ای  !!

  گفتم چبران می کنی ؟

  گفت :

  کدامش را !؟

 


 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 ساعت 15:48 موضوع | لينک ثابت


 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند : أمن است

 

هیچ کاری با ما ندارد !!

 

خوابمان برد ،

 

بیدار که شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم !!

 


 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 18:45 موضوع | لينک ثابت


گاهی باید رفت

 

واسه اینکه خیلی چیزا بمونه باید نباشه

 

گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جدا شه

 

گاهی هم باید بمیری تا یه زندگی نو شه

 

بهتره گلی نباشه تا باغ گلات درو شه

 


 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 18:39 موضوع | لينک ثابت


ای خدا

 

خدایا

 

به تاول های پایم چگونه بگویم

 

راه را

 

 اشتباه آمده ام !؟

 


 

نوشته شده توسط یار در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 20:24 موضوع | لينک ثابت


سخته . . .

 

 

دل کندن اگر آسان بود ٬ فرهاد ٬ جای بیستون

 

دل

 

می کند !!


 

نوشته شده توسط یار در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 ساعت 11:51 موضوع | لينک ثابت


دیگه خوشحالم

 

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که

 

دوستم نداشت

 

خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که

 

دوستت داشت

 


 

نوشته شده توسط یار در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390 ساعت 14:30 موضوع | لينک ثابت


مقصر خودمم !!

 

اگر کسی یک بار به تو خیانت کرد این اشتباه از اوست

اگر کسی دو بار به تو خیانت کرد این اشتباه از توست!!

                            (افلاطون)


 

نوشته شده توسط یار در دوشنبه دوم اسفند 1389 ساعت 19:48 موضوع | لينک ثابت


امیدوارم سهم هیشکی مثل من نشه !!

 

تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد

از عاشقی  تباهی

از زندگی  مصیبت

از دوستی شکست

و از سادگی خیانت !! 

 


 

نوشته شده توسط یار در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 ساعت 10:24 موضوع | لينک ثابت


 

بـا من دیـوانه پیمان سـاده بست

 

ساده هم آن عهد و پیمان را شکست

 


 

نوشته شده توسط یار در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ساعت 12:22 موضوع | لينک ثابت


بسه دیگه

 

خسته شدم خسته ی هرچی درده

                                            آی رو دوش من درد هزار تا مرده

جنگ با این همه غم و غریبی

                                            یکی بگه رسم کدوم نبرده

بهار و پاییز و زمستون چیه

                                           برگ درخت من همیشه زرده

وقتی زمونه رو گرفته از من

                                          دلم دیگه دنبال چی بگرده

 

                         دنیا مگه چی داشت و رو نکرده ؟! 

 


 

نوشته شده توسط یار در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 ساعت 20:43 موضوع | لينک ثابت


عشق اینجوریه ...

 

به احترام خواهر عزیزم که اینا رو برام مسیج کرده

خودم که خیلی خوشم اومد

 

از اینکه تنهایی زیاد غصه نخور از اینکه عشقت تنهات گذاشته زیاد ناراحت نباش

تنهایی زیادم بد نیست !

چرا که

خالق عشق خودش تنهاست !!!

 

عشق مثل سیمان خیسه هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه

و اگه رفتی جای پات واسه همیشه می مونه !!

 


 

نوشته شده توسط یار در سه شنبه بیستم مهر 1389 ساعت 10:6 موضوع | لينک ثابت


دیدی ای دل بیچاره !؟

 

 


 

نوشته شده توسط یار در سه شنبه ششم مهر 1389 ساعت 19:31 موضوع | لينک ثابت


وفا نکنیم بهتره

 

 

بـی وفـــایی کنی وفــایت می کنند             با وفــا بـاشـــی خیـانت می کنند

 

مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست            اما مهربان باشی رهایت می کنند

 

 


 

نوشته شده توسط یار در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ساعت 12:25 موضوع | لينک ثابت


این مردم چقدر حقیرند ؟؟

 

 

چقدر حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند

 

نه اراده ی دوست نداشتن

 

نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن

 

با این حال

 

مدام شعر عاشقانه می خوانند و از عشق و وفا دم میزنند

 


 

نوشته شده توسط یار در سه شنبه نهم شهریور 1389 ساعت 20:31 موضوع | لينک ثابت


رفیق نیمه راه

 

 

قصه ی عشق تو هم دیگه رسید به انتها

 

شدی رفیق نیمه راه و رفتی با غریبه ها 

 

بازم من موندم و یه آلبوم از خاطره ها

 

تویی و گلدون جدید و شهری از آرزو ها

 

می بوسم عکساتو می بخشمت میون اشک ها

 

وقتشه باور کنم دنیا رسمشه این نامردی ها

 

برو تنهام بزار شاید بازم عاشق بشم

 

عاشق چشمی بشم که دوره از رنگ و ریا

 


 

نوشته شده توسط یار در شنبه ششم شهریور 1389 ساعت 9:53 موضوع | لينک ثابت